خوابی راحت برای من، برای تو، برای ما

خوابی راحت برای من، برای تو، برای ما 1394/03/31

اگه دارین این مطلب رو می‌خونین احتمالن بخش زیادی از شغل‌تون مثل من شامل فکر کردن و طراحی (در مفهوم عام اون) هست. یعنی به احتمال زیاد ساعت‌های متمادی در محل کارتون هستین و در حال انجام کار فکری. این مقدار کاری که از مغزمون می‌کشیم باعث می‌شه در انتهای روز مغزمون به شدت خسته باشه و نیاز شدید به خواب داشته باشیم.

از طرفی دیگه می‌دونیم که خواب چقدر می‌تونه روی عملکرد روزانه‌مون تاثیر داشته باشه و اینکه اخیرن طی تحقیقی محققین پی‌بردن که خواب مرحله‌ای ضروری برای مغز هست تا مواد زاید حاصل از فعالیت بیولوژیک رو از خودش به بیرون پمپاژ کنه. نتیجه این تحقیق نشون می‌ده که مغر نمی‌تونه عمل پاکسازی خودش رو همزمان با کار اصلی خودش انجام بده. شاید با یه مثال تو دنیای واقعی بشه راحت‌تر این مورد رو شرح داد: در نظر بگیرید که شما نمی‌تونید هم‌زمان هم محل کارتون رو تمیز کنین و هم درحال کار کردن باشین. همین یه دلیل کافیه برای اینکه به همین راحتی‌ها خواب رو نادیده نگیریم.

اما مساله‌ای که بعضی وقت‌ها برای من پیش میاد این هست که علیرغم اینکه به شدت از لحاظ فکری خسته هستم وقتی روی تخت خوابم دراز می‌کشم خبری از خواب نیست و حداقل یکی دو ساعتی طول می‌کشه تا خوابم ببره. بعد از مدتی متوجه شدم برای خواب، خستگی فکری کافی نیست بلکه باید از لحاظ فیزیکی هم بدنم خسته باشه. به همین خاطر روز بعدش برنامه ریزی کردم و عصر کاری رو با یه پیاده‌روی دو ساعته تموم کردم و شب واقعن خوب خوابیدم مثل خواب بچه‌ها. صبح روز بعدش با کلی انرژی از خواب پاشدم و همه چیز واضح‌تر و شفاف‌تر از شب قبلش بود.

چون فکر کردم که شاید افرادی دیگه هم مثل من دچار این حالت بشن و سرشون به شدت گرم کارهای فکری و طراحی‌شون باشه و از ورزش روزانه غافل بشن، گفتم بهتر هست که در موردش مطلبی کوتاه در بلاگم بنویسم باشد که همه‌مون خوابی‌های خوب و آروم و لواشکی! داشته باشیم. در ضمن اگر در این مورد تجربه‌ای دارین ممنون می‌شم در بخش نظرات اون رو بنویسین.

پی‌نوشت: عکس بالا باز نشری از عکس to dream of electric sheep است.

نظرات خوانندگان این نوشته

سعید جنگ جوی — ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
نکته ای هست که هممون می دونیم ولی در مرحله عمل هیچکدوم عمل نمی کنیم.
ممنون از مطلب خوبت
مسعود صدری — ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
ممنونم آرش از مطلبت. اصولا خستگی فیزیکی تاثیرات بهتری داره تا خستگی روحی.
امیر حبیب زاده — ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
دقیقا . همش مربوط به لایف استایل غلط هست .
کم کم باید فکری برای اصلاحش کرد .
میلاد معافی — ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
دقیقاً...من همیشه به حال برادرم غبطه می خوردم که چرا مادامی که سرش رو روی بالش میزاره، کاملاً غرق در خواب میشه ولی من دو تا سه ساعت طول میکشه تا خوابم ببره...پیگیر این موضوع بودم تا ماه رمضون پارسال...بعد افطار برنامه تنظیم کردم برای خودم و میرفتم پیاده روی به همراه دویدن آهسته و بعدش هم استخر. اونجا وقتم رو با آب بازی تلف نمیکردم و با برنامه شنا میکردم. این برنامه سه ساعت طول میکشید. نتیجه این شد که من شب کاملاً خسته میشدم و خیلی راحت میخوابیدم. یک نتیجه بهتر اینکه با تمام این خستگی ها چهار ساعت خواب برای من کافی بود...با اینکه خسته بودم ولی هشیاری من سر جاش بود و با صدای مراسم دعای مسجد نزدیک خونمون بیدار میشدم واسه سحری. این در حالی بود که در حالت عادی زمانی که خوابم میبرد نه هشیاری داشتم نه از سحرخیز بودن خبری بود.
خوبه که تجربیات خوبت رو برای همگان می نویسی
انصار رضائی — ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
من که یکی دو ماهی میشه با Out of Body آشنا شدم، از خدامه که بعد از یه روز کاری سخت، همون دو ساعتی که میگی رو خوابم نبره که بتونم تجربه ش کنم، اکثر اوقات قبل از اینکه به ثمر برسه خوابم میبره. تستش کنین باحاله :-)
یحیی — ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
خستگی فکری گاهی اوقات باعث میشه که زمانی هم که از لحاظ جسمی خسته هستید باز هم نتونید بخوابید. من بارها تجربه اش کردم. قطعا ورزش تاثیر گذاره اما زمانی که استرس و فکر نداشته باشید.
یک نکته ی دیگه در مورد ماها (برنامه نویس ها و کسانی که کار فکری انجام میدن) وجود داره و اون هم بلایی هست که کافیین سرمون میاره. کافیین اثرش تا ۱۲ ساعت توی بدن میمونه و باعث آشفتگی و بی نظمی در خواب میشه. شما زمانی که یک روز هم خوابتون به هم بریزه میخواید که با کافیین بیشتر اون خستگی ناشی از کم خوابی رو جبران کنید و اوضاع هی بدتر میشه و ساعت خوابتون هم به هم میریزه، برای خواب بهتر ، بعد از ظهر مصرف کافیین رو قطع کنید و ببینید چقدر تاثیر داره.
الناز — ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
ممنون از نوشته خوبت. دم‌نوش‌های آرامش بخش قبل از خواب هم خوبن.
پیمان اسکندری — ۱۳۹۴/۰۳/۳۱
صورت مسئله که واضحه و مشکل واقعی خیلی‌هاست. من خودم به راه حل قطعی نرسیدم ولی چند تا کار ساده انجام میدم که تو زمان خوابیدن و راحتی فکر خیلی تاثیر داره. یک اینکه قبل از خواب یه لیوان آب بخورین (چون بدن تو خواب هم کار میکنه و آب از دست میده، این لیوان آب کمک میکنه خواب آرومتون ادامه پیدا کنه)، دو اینکه گوشی موبایل یا تبلت رو نمیبرم تو اتاق خواب به 2 دلیل: یک اینکه موقع خواب هی دستم نمیگیرم ببینم چه خبره، دو اینکه برای خاموش کردن آلارم مجبور میشم از روی تخت بلند شم. وضع خوابم بهتر شده ولی هنوز جای کار داره چون حتما فعالیت فیزیکی و غذا هم تاثیر داره ولی نتونستم خیلی کنترلش کنم
فرزام خجسته‌نیا — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
کاملن موافقم و تجربه شخصی خودم هم مطابق‌ت داره تنها چیزی که هست علمی نمی‌دونستم که چنین چیزی بایستی باشه :)
نکته‌ای که توی این ماه قمری اتفاق افتاده بیداری‌های وسط نصف شب یا صبح زود هست که تقریبن آدم احساس می‌کنه اصلن نخوابیده
بهزاد خسروی فر — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
من انقدر تا شب دیر وقت کار میکنم که اصلا گذر ساعت رو هم حس نمی کنم. شب یک شایدم دو سرم و میذارم همون لحظه Shutdown میشم :-)
بهمن دین دوست — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
ممنون آرش جان، اما میخام یه نکته ای رو به مطالب شما اضافه کنم اونم این که اکثر اونایی که خوابشون نمیبره یه روز ساعت ۳ نصف شب میخوابن، یه روزم میخوان ۱۲ شب بخوابن! خوب ساعت بیولوژیکی بدن به هم میریزه.
اما پیشنهاد: آقا/خانم یه کتاب باز کن بخون ۵ دقیقه‌ای خوابت میبره :-D
محمدرضا موسوی — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
سلام
از اینکه مطلب در مورد خواب نوشتید خیلی خوشحالم . موضوع خواب یکی از مشکلات من در بیش از یک دهه از زندگی من بوده است. پس از سالها جنگیدن و تغییر عادات بدن و پس از مطالعات فراوان تجربیات خوب من در مورد خواب برای یک ادم که کار فکری زیاد دارد این است.
١- حداقل ٧ ساعت و حداکثر ٨ ساعت خواب برای ما لازم است و همانقدر که زیر ٧ ساعت بد است بالای ٨ ساعت هم بد است. مغز ما نیاز به پالایش اطلاعات دریافتی دارد و این فقط در خواب عمیق اتفاق می افتد.
٢-خواب بین ساعت ٩ شب تا ۶ صبح تاثیر فوق العاده دارد. از انجاییکه ما کامپیوتری ها سریع می خواهیم برای یک چیزی برنامه ریزی کنیم خوب پیش خود میگویم تا نیمه شب کار میکنم بعد تا لنگ ظهر می خوابم ٧ یا ٨ ساعت ام رو پر میکنم. این اشتباه است بدن تاثیر بسیار زیاد از محیط اطراف در هنگامً خواب میگیرد.
٣- اتاق خواب یا محل خواب ساکت ، هوا مناسب نه خیلی گرم و نه خیلی سرد، بدون گجت یا موبایل یا کامپیوتر. وقتی به رختخواب میروید فقط بروید که بخوابید.
۴-برای به خواب رفتن خود ١۵ دقیقه وقت بگذارید و ساعت رفتن به رختخواب را تنظیم کنید.
۵- فعالیت بدنی روزانه مشخص برای خود داشته باشیم. این فعالیت می تواند پیاده روی یا ورزش باشد. این مقدار کافی است بین ۴۵ تا ٩٠ دقیقه باشد.
۶-برای اینکه همه این موارد را بتوانید به خوبی انجام بدهید نیاز به یک عادت دارید تا به صورت خودکار انجام شود پس برای این موارد وقت بگذارید و انها را تبدیل به عادت کنید تا به صورت خودکار اتفاق بیافتد.

ودر آخر : تغییر عادات خواب یعنی تغییر لایف استایل ، تغییر لایف استایل یعنی از دست دادن یک سری از دوستان و فعالیتهای جغدهای شبانه و به دست اوردن یک سری ارتباطات و مزایای مرغان سحر خیز. انتخاب با شماست
حامد موثق پور — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
ممنون آرش نکته خوبی بود.
جایی خوندم که چند ساعت قبل از خواب بهتره آدم از تکنولوژی فاصله بگیره و به هیچ صفحه نمایشی نگاه نکنه (اعم از مانیتور ، تلویزیون و تلفن های همراه) . مدتیه این عادت رو با جایگزین کردن مطالعه کتاب کنار گذاشتم و به نسبت خواب راحت تری رو تجربه میکنم.
مهدی جاویدی — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
سلام آرش جان. راستی چرا رو پست های بلاگت زمان و تاریخ نمیزنی؟ البته خود نزدنش هم یک ایده جدید هست
سپهر محمدپور — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
مطلب خوبی بود ، من خودم یک ماه و خوردیه آخر شبا میرم ورزش ، بعد از یه مقدار دوییدن و حرکات ورزشی و دوش بعد از اون هم خواب خوبم و هم سرحالی فردام رو گارانتی می کنم ، برنامه ورزش روزانه فایده دیگش هم برای من این بوده که زندگیم روی روال خاصی میفته و آدم منظمتری شدم از نظر خودم .
محمد شهدلو — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
در مورد من داشتن برنامه منظم خواب خوب رو گارانتی میکنه. به این صورت که قرار گذاشتم وقتی میام خونه دیگه هیچ فکری درباره کار نکنم. ممکنه بیشتر دفتر بمونم و کار کنم ولی وقتی رسیدم خونه دیگه همه رو تعطیل می کنم. این باعث میشه که وقت خواب فکرم مشغول چیزی نباشه و خوب بخوابم. البته در مورد خواب بین افراد خیلی تفاوت بیولوژیک وجود داره
سیما — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
این مشکل خیلی ها بوده و هر کسی با توجه به شرایطی که توش هست تونسته مشکل رو حل کنه و یا باهاش کنار بیاد. به نظرم اگه زمان خواب و بیدار شدن مشخصی داشته باشیم و شب بیداری هارو کنار بذاریم در مدت زمان کمی خوابمون نظم و آرامش بیشتری پیدا می کنه. من خودم تا به حال برای هیچ درس و امتحان و کار مهمی از وقت خوابم زمان نذاشتم.
سعید امین زاده — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
از اینکه نظراتت رو در اختیار دیگران قرار می‌دی ممنون.
یکی از عواملی که باعث میشه خواب به تعویق بیوفته تغییر دمای بدنه بعضی‌ها فکر می‌کنن که یه دوشه گرم تویه خواب راحت کمکشون میکنه در حالی که بر عکسه باعث میشه تازه سر حال بیای دمای بدنت بالا بره چون در زمان خواب دمای بدن کاهش پیدا می‌کنه همین مورد باعث میشه که تا بدن بخواد خودش رو به دمای مطلوب برای خواب برسونه زمان ببره.
یه خبر بد هم برای جغدهای شبانه و او اینه که به مرور زمان باعث میشه که صفراشون رو از دست بدن و مجبور به جراحی و در نهایت خارج کردن کیسه صفرا بشن. دو سه تا از کسانی که به این امر مبتلا شدن دور و برم هستند.
اصولا تو طب قدیم برای خواب شب اهمیت زیادی قائل هستند حتی یه جایی خوندم که غدد بدن کارشون رو در خواب و از ساعت حدود ۹ -۱۰ شب تا ۶ صبح انجام میدن مثلا برای کبد و کیسه صفرا حدود ساعت ۱۲ تا ۲ و اگر کسی خواب نباشه ...
محمد رعیت پیشه — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
به نظرم تاثیر آرامش فکری و نداشتن استرس برای خواب راحت خیلی زیاده، من مدتی به شدت درگیری فکری داشتم و برای خواب راحت هم مثل خود شما سعی می کردم در کنار خسته شدن ذهنم، بدنم رو هم خسته کنم و باشگاه جودو بعد از کار رفتم اما نتیجه اینکه در اوج خستگی جسمی و ذهنی باز هم توی رختخواب همه ی افکار به سراغ آدم میان!
انگار تازه تورو توی رختخواب تنها گیر آورده باشند.
حالا چند نکته:
- قبول کن که توی رختخواب نمی تونی مشکلی رو حل کنی پس آروم باش و بخواب.
- حداقل نیم ساعت قبل از خواب از نگاه به صفحه کامپیوتر و موبایل فرار کن.
- قبل از خواب خوردنت رو کنترل کن!
- برای وقت خوابت احترام قائل شو. مثلا اگر کسی خواست دیر وقت کاری رو به شما بسپاره خیلی راحت بگید کار دارم. (خوابیدن هم یک کار مهم هست برای کسی که نیاز داره که ذهنش دوباره بازیابی کنه خودش رو، تا بتونه فردا به کارهاش برسه!)
- همیشه یک صندلی کنار رختخواب داشته باشید که هنگام بیدار شدن بتونید کمی روی آن استراحت کنید (خستگی ناشی از خواب! D: )
ا.پ.م. — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
ممنون آرش عزیز، اتفاقن خواب یکی از مشکلات بزرگ زندگی ما طراحان و برنامه‌نویس‌ها و محققان ئه، شب بیداری‌ها، خواب‌های نامنظم و... فشار زیادی به بدن ما وارد می‌کنه و نظم دادن به خواب حداقل در زندگی شخصی خودم نشدنی بوده، به خاطر شب‌بیداری‌های اجباری تکمیل و تحویل به موقع کارها
به هر حال امیدوارم بتونم نظم خواب مناسبم رو در زندگی خودم پیدا کنم، می‌دونم که تا به‌حال چه بلایی سر بدنم آوردم با این شیوه‌ی زندگی‌ام.
محمد — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
من به شخصه هیچوقت خواب منظمی نداشتم. خیلی وقت ها سه یا چهار ساعت خواب برام کفایت میکرده و بعضی وقت ها هم ساعت ها خواب کافی نبوده. گاها با اینکه فیزیکی و روحی خسته بودم و شب قبل رو هم نخوابیدم تقلا میکردم که بخوابم اون هم بی حاصل.
تا اینکه متوجه شدم من Bipolar هستم که توی فارسی میشه اختلال دو قطبی که متاسفانه تا ژنتیکی هست و تا آخر عمر هم میمونه. دکتر روانشناس به روانپزشک معرفی کرده و ناچارا باید قرص خواب استفاده کنم که باعث میشه روز بعد کل خستگی بمونه و سرم سنگین باشه. متاسفانه من هنوز نتونستم بهداشت خواب رو رعایت کنم.
اما نکته ای که میخوام بگم اینه که همه چی به تکنولوژی و ... بر نمیگرده و گاها بیخوابی میتونه نشانه اختلالات و بیماری های دیگه هم باشه.
فرشاد — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
منم در مورد ورزش موافقم ولی هیچ وقت نتونستم یه نرمش ساده رو هم انجام بدم ، تنبل شدم
جادی — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
من یک طرفدار خواب جدی هستم که بین دوستام مشهوره که ساعت ده باید بخوابم (: ده که داستانه ولی معمولا حوالی ده و نیم به تخت میرم و کتاب می خونم و حوالی یاده و نیم می خوابم و هفت بیدار می شم. شدیدا معتقد هستم به سیکل یک ساعت و نیمه خواب به این معنی که سر «یک ساعت و نیم» راحت می شه بیدار شد.. در نتیجه سر سه ساعت، سر چهار ساعت و نیم، سر شش ساعت، هفت ساعت و نیم و نه ساعت. واقعا هم این رو رعایت می کنم و برام اینطوریه. مثلا اگر فرصت داشته باشم هفت ساعت بخوابم،‌ ساعت رو روی شش ساعت می ذارم که رو سیکل بیدار بشم و بهتر بیدار می شم.

اگر هم مجبور باشم با ساعت بیدار بشم از یکی از معدود برنامه هایی که خریده ام استفاده می کنم که اسمش هست Sleep as Android. کاری که می کنه اینه که من بهش می گم می خوام صبح بین شش تا شش و چهل و پنج بیدار بشم و گوشی رو توی تخت می ذارم. از شش نگاه می کنه و در لحظه ای که من دارم غلت می زنم از حرکت متوجه می شه و زنگ ملایمی می زنه و مغز که نسبتا بیداره تا بتونه بدن رو از این دنده به اون دنده کنه،‌ راحت بیدار می شه.

در ضمن یکی از مخالفین جدی زنگ های تند و شدید هستم و تقریبا هیچ وقت از میوت کردن برای ده دقیقه خواب بیشتر استفاده نمی کنم. زنگ های بسیار ملایم مثل صدای پرنده یا دریا دارم که خیلی به آرومی آدم رو بیدار می کنن و ممکنه ده دقیقه بعد از شروعشون تازه بیدار بشی و این باعث می شه مغز خورد خورد بیدار بشه. تقریبا در چند سال اخیر اون تجربه «من کیم؟ اینجا کجاست؟» موقع بیدار شدن بهم دست نداده.

در نهایت اینم بگم که کلا سعی می کنم جوری زندگی کنم که خیلی خیلی کم ساعت بخوام. گوشه پرده رو باز می ذارم تا با نور آفتاب بیدار بشم یا ساعتی می خوابم که رو سیکل یک ساعت و نیم و قبل از زنگ ملایم ساعت بیدار شده باشم یا کارم رو عوض می کنم که مجبور نباشم هر روز ساعتی غیرعادی (مثلا شش و نیم) بیدار بشم.
مهدی علیپور — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
آرش من اکثر مواقع مشکلم اینه که به خاطر همین خستگی فکری و فکر وخیال زیاد حس می کنم تعداد زیادی آدم توی ذهنم همزمان دارن صحبت میکنن یا یه موسیقی مرتب داره توی مغزم پخش میشه که نمیتونم ساکتش کنم و بخوابم! شاید مسخره به نظر بیاد ولی تازگیا کشف کردم من هندزفری میذارم تو گوشم رادیو گوش میدم خیلی سریع خوابم می بره!!
رضا شالباف زاده — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
راه حل من آفلاین شدن به معنی واقعی کلمه قبل از خوابه
و این که برای تنظیم کردن خوابم یه شب که تا صبح بیدارم به هر بدبختی شده تا شبش حتی ۵ دقیقه هم نمیخوابم
شبش به یه خواب عمیق میرم که صبح فرداش با انرژی خیلی زیادی بیدار میشم
محمد جهانی — ۱۳۹۴/۰۴/۰۱
سلام آرش جان ، و ممنون از این مطلب جالبت.
فرزانه — ۱۳۹۴/۰۴/۰۲
سلام آرش جان , کلا وقتی از لحاظ فکری خسته باشی خواب دلچسبی نداری بخصوص تمام روز پای لپ تاپ باشی و خودتو درگیر پروژه کنی , بعضی اوقاتم هست وقتی ادم خوشحال باشه حالا هر چقدرم از لحاظ فکری خسته باشه خواب خوبی داره .
علیرضا غفاری — ۱۳۹۴/۰۴/۰۲
به نکته بسیار مهم و قابل توجهی اشاره کردی. مسئله ای هست که من مدتها باهاش درگیرم. شب وقتی به خونه میام تقریبا دیگه هیچ انرژی برای حرف زدن هم ندارم... دلم می خواد بخوابم اما...
بعد از کلی کلنجار رفتن و غلتیدن به چپ و راست و شمردن تعداد زیادی گوسفند و چوپان در نهایت خوابم می بره...
و صبح هم که از جام بلند می شم گویی کل شب گذشته رو در بسان آسفالت در زیر غلتک گذروندم... و خسته و آشفته به دفتر کار روانه می شم...
گفتی خواب و پلکام سنگین شد... واقعا نمی دونم چطور می تونم یه خواب خوب داشته باشم که روز بعدش واقعا پر انرژی و سرحال باشم...


مرسی از مطلبت
سامان وحدت — ۱۳۹۴/۰۴/۰۲
حقیقت . تو این مدت کوتاه که چند سال/ ماه/ روز - به آخرش مونده کاری که میشه کرد لذت بردن از این ثانیه ها هست . حالا کنارش کار هم می کنیم و دوخط کد هم می نویسیم .
ممنون آرش تو همیشه حرفات راهنمای من هست .
رفیعی — ۱۳۹۴/۰۴/۰۳
متشکرم. مفید بود.
مرتضا آزاد — ۱۳۹۴/۰۴/۰۳
چ عجب اومدین! پروژه شش ماهتون به کجا رسید، من کلی پیگیر اون قضیه ام ببینم به چه نتیجه ای رسیدین
فرزاد — ۱۳۹۴/۰۴/۰۴
مفید بود واقعا. ولی کو گوش شنوا؟ :)
افشین — ۱۳۹۴/۰۴/۰۸
زدی به هدف منم این مشکل رو دارم برای حل این مشکل بعضی اوقات خودمو به پرتی و بی هواسی میزنم تا خوابم ببره!
مصطفی سپهریان — ۱۳۹۴/۰۴/۱۳
منم هم گویشمو تنظیم کردم سر ساعت ۱۲ خاموش بشه. کمک زیادی میکنه ^_^
مریم — ۱۳۹۴/۰۴/۱۵
این صحبت "۸ ساعت لالایی"رو هم دریابید شاید موزیک آرام برای شما هم مفید باشه:
http://goo.gl/ek2JPH
رضا خسروشاهی — ۱۳۹۴/۰۴/۱۸
من هم همین مشکل رو دارم ذهنم به شدت خسته اما جسم نه.....
بعضی شب‌ها که فوتبال بازی میکنم راحتر خوابم میبره
واقعا برای پشت میز نشین‌ها مشکله جدیی هستش
علی — ۱۳۹۴/۰۵/۰۹
صحبتای دوستان راجع به عدم خستگی جسمی درست هست، اما مورد دیگه ای که باعث بی خوابی میشه، اختلالی به نام وسواس فکری هست که افکار مزاحمی قبل از خواب به شما هجوم میارن.برای درمانش هم باید هر شب قبل از خواب چند دقیقه تمرین کنین تا ذهنتون خالی بشه در واقع به افکار اجازه ورود ندین. فقط روی خواب یا سیاهی تمرکز کنین. ابتدا به ساکن روش سختی هست اما به مرور جواب میده
یاسا — ۱۳۹۴/۱۲/۰۸
چه جالب من واقعا نمبدونستم چرا با اینکه از سرم داره از مشغله فگری منفجر میشه وقتی میرم تو رختخواب دوساعت باید غلت بزنم.دلیلشم اینه گه از لحاظ فکری خسته ام ولی جسمی نه.باید کاری کنم از لحاظ جسمی هم خسته بشم.ولی بازم هیچی مثه فکر راحت نیست
امیر مدنی — ۱۳۹۵/۰۴/۰۴
من با ریلکس کردن این مورد رو حل کردم و توصیه می کنم افراد از تکنیک های آرام سازی ذهن - بدن استفاده کنند که با آرام شدن، استرس دور شده و حال خوش بوجود میاد.
این روش نیاز به تداوم و تمرین داره تا شخص در تکنیک مدیتیشن خودش ماهر بشه.

نظری در این مورد دارید؟ خوشحال می‌شم اون رو برام ارسال کنید

من از ایمیل شما برای نمایش تصویر شما توسط سرویس gravatar استفاده خواهم کرد. من هم مثل شما از اسپم متنفرم.
برگشت به جلد وب سایت

آرش هستم، آرش میلانی، هـکر و نینجای خوشحال‌سازی و عاشق کوه و دشت و هرگونه ادونچر و عضوی از تیم هیجان انگیز نارمند.

‌در مورد توسعه وب، برنامه‌نویسی، بهبود روند انجام کارها، طراحی برای تجربه‌کاربری بهتر و هر اونچه که برای یک هـکر می‌تونه مهم باشه می‌نویسم.
به هر دلیلی می‌تونین به آدرس me[at]arashmilani.com ایمیل بفرستین. راستی می‌تونم به محض انتشار مطلبی جدید، از طریق ایمیل شما رو خبردار کنم.
کافی است ایمیلی با عنوان «نینجا من رو از نوشته‌هات خبر دار کن» یا شبیه اون برام بفرستین. به هر حال خودم قرار هست جوابش رو بدم نه یه برنامه کامپیوتری یا روبوت :)