مدتی است که من خودم رو هکر و نینجای خوشحال سازی معرفی میکنم. من در مورد هکر بودن و فرهنگ هکرها مطلبی رو قبلن نوشتم که میتونید مفصل اون رو بخونید. ولی اگر بخواین خلاصه توضیح بدم هکرها، برخلاف تعریفی که رسانهها از اونها ارایه میدهند، به افرادی گفته میشوند که همیشه در حال ساختن و کنجکاوی بازیگوشانه در موارد مختلف هستند. خوب این بخش اول معرفی من رو تقریبن توضیح میده. من کسی هستم که از ساختن چیزهای که بتونم خلاقیتی از خودم در اونها نشون بدم هیجانزده میشم و معمولن دوست دارم وقتی مطلبی رو مطالعه میکنم تا عمقی که بتونم در اون مطلب نفوذ کنم و همیشه این کنجکاوی خودم رو تقویت کنم.
و اما میرسیم به بخش دوم معرفی من که «نینجای خوشحالسازی» هست. ماجرای این عنوان از اینجا شروع شد که نازنین رحیمی عزیز، برگزارکنندهی رویداد استارتاپویکند گنبدکاووس، ازم خواست که در برگزاری رویداد در کنارش باشم. من نمیخواستم که در نیمه اول سال ۹۳ در استارتاپ ویکندها به عنوان مربی شرکت کنم ولی به اصرار نازنین تصمیم گرفتم که در رویداد با عنوانی دیگه شرکت کنم.
نازنین از من پرسید حالا که به عنوان مربی در این رویداد شرکت نمیکنم عنوان من بر روی کارت گردنی چی باید چاپ بشه، مثلن VIP خوبه؟ که مسلمن با توجه به این که من آدم خاصی نبودم دلیلی نداشت که از این عنوان زیر اسمم استفاده بشه. در این بین ایدهی توی ذهنم جرقه زد که حضور من در اون رویداد تنها یک دلیل داره و اون هم اطمینان از خوشحال بودن شرکتکنندههای اون رویداد هست. به همین خاطر از نازنین خواستم که عنوان من رو روی کارت گردنی Happiness Manager یا «مدیر خوشحالسازی» بنویسه. اون رویداد پر از لبخند و خندههای افراد و حتا گاهی برگشتن اعتماد به نفس از دست رفته شرکتکنندهها بود. نه اینکه بگم تنها دلیل این جو خوب در رویداد من بوده باشم نه بلکه به غیر از من نزدیک به ۱۵ نفر برگزار کننده و مربی وجود داشتند که هر لحظه تلاش میکردند رویداد به خوبی برگزار بشه… بلکه منظور من از مطرح کردن این مطالب فقط اشارهای بود به شروع استفاده از کلمه «خوشحالسازی» توسط من.

در ضمن خیلی برام جالب بود که بخشی از حرفه و مطالعات من که طراحی برای تجربه کاربریِ بهتر هست شامل این کلمه یعنی «خوشحالسازی» میشه. در واقع تکتک طراحان تجربه کاربری، روزانه برای خوشحالسازی کاربران خودشون تلاش میکنن.
بعد از رویداد من به این فکر میکردم که چقدر ترکیب کلمات «مدیر» و «خوشحالسازی» در کنار هم رسمی هست و اصلن هیجانانگیز نیست و اینگونه شد که پای کلمه «نینجا» وارد داستان ما شد. همانطور که میدونید تخصص نینجاها در جنگهای غیرمتعارف بود و برعکس ساموراییها که از سلاح کاتانا به عنوان سلاح اصلی خودشون استفاده میکردند، نینجاها از هر ابزاری که میتونستند برای رسیدن به هدفشون استفاده میکردند. با این تعریف آرش هم میتونست یه نینجا باشه اما نه یه نینجای معمولی و درگیر جنگ و نبرد بلکه «نینجای خوشحالسازی». بدین معنی که از هر آنچه که در امکان خودم دارم برای خوشحال کردن افرادی که با آنها در ارتباط هستم استفاده کنم. در ضمن به عنوان یک نینجای خوشحالسازی متوجه این موضوع باشم که قرار نیست اتفاقهای اطراف خودم رو تحت کنترل نگهدارم ولی بدون توجه به وخامت اوضاع همیشه راهی برای خوشحالکردن افراد پیدا کنم.
و حالا بعد از مدتها به عنوانی رسیده بودم که با احساس درونی من و هدفم در زندگی همخوانی داشت و اینگونه بود که کلمه «نینجای خوشحالسازی» متولد شد!