اگه دارین این مطلب رو میخونین احتمالن بخش زیادی از شغلتون مثل من شامل فکر کردن و طراحی (در مفهوم عام اون) هست. یعنی به احتمال زیاد ساعتهای متمادی در محل کارتون هستین و در حال انجام کار فکری. این مقدار کاری که از مغزمون میکشیم باعث میشه در انتهای روز مغزمون به شدت خسته باشه و نیاز شدید به خواب داشته باشیم.
از طرفی دیگه میدونیم که خواب چقدر میتونه روی عملکرد روزانهمون تاثیر داشته باشه و اینکه اخیرن طی تحقیقی محققین پیبردن که خواب مرحلهای ضروری برای مغز هست تا مواد زاید حاصل از فعالیت بیولوژیک رو از خودش به بیرون پمپاژ کنه. نتیجه این تحقیق نشون میده که مغر نمیتونه عمل پاکسازی خودش رو همزمان با کار اصلی خودش انجام بده. شاید با یه مثال تو دنیای واقعی بشه راحتتر این مورد رو شرح داد: در نظر بگیرید که شما نمیتونید همزمان هم محل کارتون رو تمیز کنین و هم درحال کار کردن باشین. همین یه دلیل کافیه برای اینکه به همین راحتیها خواب رو نادیده نگیریم.

اما مسالهای که بعضی وقتها برای من پیش میاد این هست که علیرغم اینکه به شدت از لحاظ فکری خسته هستم وقتی روی تخت خوابم دراز میکشم خبری از خواب نیست و حداقل یکی دو ساعتی طول میکشه تا خوابم ببره. بعد از مدتی متوجه شدم برای خواب، خستگی فکری کافی نیست بلکه باید از لحاظ فیزیکی هم بدنم خسته باشه. به همین خاطر روز بعدش برنامه ریزی کردم و عصر کاری رو با یه پیادهروی دو ساعته تموم کردم و شب واقعن خوب خوابیدم مثل خواب بچهها. صبح روز بعدش با کلی انرژی از خواب پاشدم و همه چیز واضحتر و شفافتر از شب قبلش بود.
چون فکر کردم که شاید افرادی دیگه هم مثل من دچار این حالت بشن و سرشون به شدت گرم کارهای فکری و طراحیشون باشه و از ورزش روزانه غافل بشن، گفتم بهتر هست که در موردش مطلبی کوتاه در بلاگم بنویسم باشد که همهمون خوابیهای خوب و آروم و لواشکی! داشته باشیم. در ضمن اگر در این مورد تجربهای دارین ممنون میشم در بخش نظرات اون رو بنویسین.
پینوشت: عکس بالا باز نشری از عکس to dream of electric sheep است.